الشيخ أبو الفتوح الرازي

70

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

در حقّ خداى تعالى محقّق نشود ، چه مضرّت به او نتوان رسانيدن و در حقّ جز خداى محقّق بود . امّا عداوت در حقّ خداى آن را چند تأويل بود : يكى آن كه روا باشد كه جهودان در حقّ خداى اعتقاد چنان دارند كه مضرّت به او راه يابد گر چه دانند كه ايشان نتوانند رسانيدن ، و لكن صحيح باشد با اين اعتقاد كه مريد باشند آن را چه ايشان از اين عظيمتر روا داشتند في قوله تعالى حكاية عنهم : وَقالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللَّه ( 1 ) . و دگر آن كه : بر تمنّا [ حمل كنند ] ( 2 ) كه چه بودى كه مضرّت ممكن بودى رسانيدن ، آنگه آن را عداوت خواند و اگر چه تمنّا بود ( 3 ) آن را به حكم ارادت برخواند بر سبيل مجاز . وجهى دگر آن كه : معادات با خداى مراد معادات با اولياى خداست ، چنان كه : يُؤْذُونَ اللَّه وَرَسُولَه ( 4 ) . * ( وَلَقَدْ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ آياتٍ بَيِّناتٍ ) * ، سعيد جبير از عبد اللَّه عبّاس چنين آورد كه : سبب نزول آيت آن بود كه چون جهودان بر مشركان به رسول - عليه السّلام - احتجاج و استفتاح مىكردند و مىگفتند : اگر او بيايد ما را بر شما ظفر دهد و بگويد كه ما بر حقيم و شما بر باطل ، چون رسول - عليه السّلام - بيامد و ايشان كافر شدند معاذ جبل و بشر بن البراء بن معرور گفتند : اى سبحان اللَّه ! خداى تعالى او را نافرستاده شما تمنّا مىكردى و استعجال مىنموديد ( 5 ) به فرستادن او و بر ما به او حجّت مىانگيختى و ما بر شرك بوديم ، اكنون ما از شرك به اسلام آمديم و به او ايمان آورديم و شما از آنچه مىگفتى باز آمدى و كافر شدى . ايشان گفتند : اين محمّد آيتى نياورد كه ما را عند آن ايمان آوردن به او واجب شد ( 6 ) ، خداى تعالى اين آيت بفرستاد . * ( وَلَقَدْ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ آياتٍ بَيِّناتٍ ) * ، گفت : بدرستى كه من آيات فرستادم ( 7 ) آياتى روشن واضح .

--> ( 1 ) . سورهء توبه ( 9 ) آيهء 30 . ( 2 ) . اساس : ندارد ، از مج افزوده شد . ( 3 ) . مج ، مب : بودى . ( 4 ) . سورهء احزاب ( 33 ) آيهء 57 . ( 5 ) . فق : مىكرديد . ( 6 ) . مج ، وز : باشد ، دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : شود . ( 7 ) . كذا در اساس و همهء نسخه بدلها بجز وز ، اين كلمه در وز و در قسمت ترجمهء آيات : فرستاديم .